معلمان ریاضی
چهارشنبه 15 مرداد 1393 :: 15:43 :: نويسنده : moalem16

امير اسماعيل سامانى را پسر خوانده‏اى بود. وقتى آبله درآورد، لطافت بشره صورتش از بين رفت. روزى كه در برابر امير اسماعيل ايستاده بود، امير از تغيير چهره آن پسر تعجب كرد كه آن حسن و زيبايى چگونه به اين زشتى تبديل گرديده است. « قاضى بن منصور» درآن جا حاضر بود و اين آيه را خواند كه: « ما به بهترين وجه انسان را آفريديم، سپس او را به اسفل‏السافلين برگردانديم.»


امير اسماعيل سامانی را پسر خوانده‏اى بود. وقتى آبله درآورد، لطافت بشره صورتش از بين رفت. روزى كه در برابر امير اسماعيل ايستاده بود، امير از تغيير چهره آن پسر تعجب كرد كه آن حسن و زيبايى چگونه به اين زشتى تبديل گرديده است. «قاضى بن منصور» درآن جا حاضر بود و اين آيه را خواند كه: «ما به بهترين وجه انسان را آفريديم، سپس او را به اسفل‏السافلين برگردانديم.«
قاضى خواست با خواندن اين آيه، طعنه‏اى به آن پسر زده باشد، اما از آن جايى كه خود قاضى نيز آدم بدشكلى بود، پسر در جواب اين آيه را خواند: «براى ما مثالى مى‏آورد و حال آن كه خلقت خودش را فراموش كرده است«
قاضى از حاضر جوابى پسرى كم سن و سال در مقابل امير و همراهانش شرمنده شد..

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا