معلمان ریاضی
یکشنبه 16 شهریور 1393 :: 12:47 :: نويسنده : moalem16

میان این همه غوغا میان صحن و سرایت

بگو که می رسد آیا صدای من به صدایت؟

منی که باز بر آنم که دعبلانه برایت

غزل، ترانه بخوانم در آرزوی عبایت


 

میان این همه غوغا، میان صحن و سرایت

بگو که می رسد آیا صدای من به صدایت؟

منی که باز بر آنم که دعبلانه برایت

غزل، ترانه بخوانم در آرزوی عبایت

من و عبای شما؟ نه من از خودم گله دارم.

من از خودم که شمایی چقدر فاصله دارم

هنوز شعر نگفته،توقع صله دارم.

منی که شعر نگقتم مگر به لطف دعایت

چقدر خوب شد آری، نگاهتان به من افتاد

همان دقیقه که چشمم درست کنج گهرشاد

بدون وقفه به باران امان گریه نمی داد

هزار تکه شد این من به لطف آینه هایت

چنان که باید و شاید، غزل غزل نشدم مست.

که دست من به ضریحت دراین سفر نرسیده است.

من این نگاه عوامانه را نمی دهم از دست

اجازه هست بیفتم شبیه سایه به پایت؟

دوباره اشک خداحافظی رسیده به دامن

دوباره لحظه دیدار بین ماندن و رفتن

و باز مثل همیشه در آستانه در من

کبوترانه زمینگیر می شوم به هوایت.

شعر از سید حمید رضا برقعه ای

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید