معلمان ریاضی
چهارشنبه 08 مرداد 1393 :: 16:09 :: نويسنده : moalem16

روزی ابن سینا به سببی کنار یک نانوایی ایستاده بود نوجوانی داخل دکان شد و از کسی که مأمور تافتن کوره بود آتش طلبید. آن کس به تمسخر گفت تو که ظرفی نیاورده ای. پس دامنت بگیر تا آتش در آن ریزم. نوجوان گفت:


روزی ابن سینا به سببی کنار یک نانوایی ایستاده بود نوجوانی داخل دکان شد و از کسی که مأمور تافتن کوره بود آتش طلبید. آن کس به تمسخر گفت تو که ظرفی نیاورده ای. پس دامنت بگیر تا آتش در آن ریزم. نوجوان گفت چرا دامنم؟ و بی درنگ مشتی خاکستر بر کف دست گسترد و گفت خانه نزدیک است آتش را در دستم بریز. ابن سینا که شاهد ماجرا بود از هوشمندی نوجوان تعجب کرد و بی اختیار آهسته گفت چه استعدادهای پر مایه ای که نا شناخته می ماند و نشکفته تباه می شود. نوجوان این سخن شنید و جواب داد:

" اگر استعدادهایی چون من و صدها مانند من تباه و پژمرده نشود کسانی چون تو و امثال تو به دانش و فضل شهره زمان نمی شوند.

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟